قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

449

درة التاج ( فارسى )

و از آن جمله قضاياء واجبة القبول است نه از آن جهت كى واجبة القبول است ، و الّا مبرهن باشذ نه مجادل ، بل از آن جهت كى عموم اعتراف به آن حاصل است . جه واجبة القبول از مشهورات عامه باشذ . و از آن جمله آراء محموده است - و آن قضايائى است كى اگر بگذارند انسان را با عقل مجرد او « ( و ) » و هم او ، و حس او ، و او را تأديب نكنند بقبول « 1 » آن - و اعتراف به آن ، و ظن قوىّ او بسبب استقرا او را مايل « 2 » نگرداند بحكمى ، - و استدعا نكرده باشذ « 3 » به آن آنج در طبيعت انسان « 4 » « [ است ] » : از رحمت - و خجل ، و انفت - و حميت - و غير آن ، انسان « 5 » بران حكم نكند از جهت مطاوعت عقل ، يا « 6 » و هم - يا حس او ، مثل حكم ما بآنك : اخذ مال غير قبيح است ، و كذب قبيح است ، و كشف عورت قبيح است ، و اينها گاه باشذ - كى صادق باشند ، و گاه باشذ كى كاذب باشند . و گاه باشذ كى عامّ باشد . و رأى جمهور بر آن ، جنانك : العدل جميل ، و گاه باشذ كى خاصّ باشد - و رأى اهل ملتى - يا صناعتى بر آن ، دون غيرهم ، و گاه باشذ كى متقلابلان مشهور باشند - بحسب دو راى ، يا دو غرض ، و لازم نيست جدلى « 7 » را كى استعمال حججى « 8 » كند - كى بحقيقت منتج باشذ ، بل كى گاه باشذ - كى استعمال كند آنج منتح باشذ بحسب شهرت - يا تسليم خصم ، و اگر جه عقيم باشذ در نفس امر . و فوائد حجج جدلىّ الزام مبطلين است ، و ذبّ از اوضاع . بس مقابلهء فاسدى بفاسدى كنند تا شروع نكنند با هر « 9 » مخاصمى در اسلوب تحقيق و اقناع « 10 » اهل تحصيل : از عوام - و متعلمان كى قاصر باشند از برهانيات « 11 » ، يا و اصل نباشند بدان « 12 » مرتبه هنوز . و بسيار باشذ كى لايح شود از مجادله بر طرفى النقيض « 13 » بين الخصمين - برهان يكى از دو طرف ، و از جدل نيز رياضت خاطر - و غير آن حاصل مىشود .

--> ( 1 ) - قبول - م . ( 2 ) - مالك . اصل . ( 3 ) - باشند - م - ط . ( 4 ) - انسانى - م . ( 5 ) - اقسام - م . ( 6 ) - با - م . ( 7 ) - حدى - م . ( 8 ) - حجتى - م . ( 9 ) - بأمر - م . ( 10 ) - و اوضاع - م . ( 11 ) - برهانات - اصل . ( 12 ) - بر آن - اصل به آن - م . ( 13 ) - . النقيضين - م .